حسن حسن زاده آملى
25
دو رساله مثل و مثال (فارسى)
اشياء محسوسه در آينه مرتسم مىشوند بدون اينكه از آنها چيزى كاسته شود و يا تجافى در مقام شامخ جوهر عالى لازم آيد همچنين است انبعاث نفس از عقل . و وجه ديگر اين كه همانطور صورت در آينه حاكى اصل است ، نفس كلّ نيز شعلهاى از شعلات نوريّه عقل كلّ و مظهر آثار و صفات او و حاكى كمالات اوست كه در سلسلهء طوليه عالى و دانى را در ذات مناسبت ، و در اوصاف مماثلت ، و در افعال مشابهت است . و وجه ديگر اينكه همانگونه كه صور اشياء كثير در آينه يك دفعه بدون ترتيب زمانى حادث مىشوند ، همچنين مثل حقائق از عقل بنفس كه واسطه افاضه فيوضات عقلى بموجودات نشأه شهادت مطلقه است بدون ترتيب و تراخى زمانى حاصل مىشوند چنان كه حكيم بزرگوار انكسيمانس ملطى ( Anaximenes ) نيز همين وجه را در تشبيه به آينه در اين مقام به كار برده است ، وى گويد : « ابدع الواحد بوحدانيّته صورة العنصر ، ثمّ العقل انبعث عنها ببدعة الباري فرتّب العنصر في العقل الوان الصور على قدر ما فيها من طبقات الأنوار و اصناف الآثار ، و صارت تلك الطبقات صورا كثيرة دفعة واحدة كما تحدث الصور في المرآة الصقيلة بلازمان و لا ترتيب بعض على بعض غير أنّ الهيولى لا تحتمل القبول دفعة واحدة إلّا به ترتيب زمان فحدثت تلك الصورة فيها على الترتيب » « 1 » ترجمه : واحد تعالى بوحدانيت خود صورت عنصر را ابداع فرمود ، سپس عقل از آن عنصر بإبداع بارى منبعث شده است ، عنصر در عقل الوان صور را بر قدر طبقات انوار و أصناف آثار ترتيب داد ، و اين طبقات دفعة واحدة - يعنى يكبارگى - صور كثير گرديدند چنانكه حدوث صور در مرآت بدون زمان و بدون ترتيب بعض بر بعض حادث مىشود ، جز اينكه هيولى ( يعنى هيولى أولى در طبايع مادّي ) قبول صور
--> ( 1 ) . اسفار - ج 2 رحلى - ص 164